سلام آقایِ پدرِ دختر. پسرمان را به غلامی آورده ایم که اگر مشکلی در وصلتِ مابینِ دو طایفه نیست اجازه بدهید دستِ دخترتان را برای پنجاه شصت سالی بگذاریم در دستش تا هم دخترِ خانه مان باشد و هم برایمان نوه های ریزه میزه بیاورد تا سرِ پیری مانند عروسک های نداشته ی دورانِ بچگیمان لپ هایشان را بکشیم و آن قدر ببوسیمشان و ته ریشِ زبرمان را به گونه های نازکشان بکشیم تا دلمان خنک شود. دمِ عید کنارمان بنشینند و از اندوخته ی سال های رنج و مشقتمان برایشان عیدی بخریم و دعایِ سالِ جدید را بلند بلند با عربیِ دست و پا شکسته و لهجه ی منحصر به فرد برایشان بخوانیم و تک تک آنقدر نوه و نبیره بیایند به دست بوسی مان که از خوشحالی، سرِ سفره ی عید، لب به آجیل نزنیم و فقط بنشینیم و از دور تماشا کنیم و اصلا یادمان برود که شبِ عید تلویزیون چه برنامه هایی پخش می کند. خب این حقِ هر پدر و مادریست که هفته ای یک بار برایِ شب نشینی به خانه ی بچه هایش برود و به نوه هایش شکلات بدهد و عروسش چای و میوه بیاورد و پاهایش را رویِ هم بیاندازد و در حالی که فکش بی خود و بی جهت می جنبد از دیدنِ یک توده ی انسانی که روابطِ ژنتیکیِ نزدیک دارند لذت ببرد. بله ما پسر بزرگ نکرده ایم که زن نگرفته، نقلِ محافلمان کند و سرِ هر کوی و برزن بگویند پسرِ فلانی عذب است. بالاخره باید دستشان را به جایی بند کنیم که سر و گوششان نجنبد و سرشان تویِ کارِ خودشان باشد و مثلِ بچه های مردم برایِ خودشان زندگی ای داشته باشند. این حق طبیعیِ ماست که نوه بخواهیم. این خواسته ی بزرگی نیست که می خواهیم ترکه مان ادامه پیدا کند و خوشحال می شویم که از کروموزم های شما هم برایِ این کار استفاده کنیم. تا هر چه خدا بخواهد.
------------------------------------
خوش آمدید آقایِ پدرِ پسر. اگر که پسرتان کارمند و حقوق بگیرِ دولت است و یا خودتان آنقدر متمول هستید که بیکار هم که باشد فدایِ سرش، پس قدم رنجه فرمودید و اگر ایشان همسرِ دیگری اختیار نکرده و نمی کند و از سلامتِ روان برخوردارند و مدرکی هر چند از دانشگاه آزاد هم کسب کرده اند قدمتان رویِ چشم و اگر دختر و پسر همدیگر را پسندیدند و سرِ مهریه و جهاز و مراسمِ عقد و عروسی با هم کنار آمدیم خانه متعلق به شماست. فکرهایمان را می کنیم و هر چند که آدم به بزرگواریِ شما نیازی به تحقیق ندارد اما اجازه بدهید مطابقِ رسم و رسومات تحقیقاتی انجام شود و کسبِ اجازه ای از بزرگانِ فامیل به عمل آید و اگر خدا قسمت کند دخترِ ما کنیز شما و پسرِ شما هم از حلقه ی پسرانِ خانه ی ما جدا نخواهد بود. از قدیم الایام گفته اند که دختر میراثِ خانه ی پدر نیست و مالِ مردم است. البته که دختر برای پسرِ شما زیاد است و همین طور پسر برایِ دخترِ ما. به هر حال تا قسمت چه باشد.
------------------------------------
پسر
عاشقِ چشمانِ شهلایِ دیگریست
دلِ دختر
در گروِ یارِ دیگریست
هزار و یک شبِ این داستان
پس کی تمام می شود
روز و روزگارِ دیگریست!