شنبه، اسفند ۱۵، ۱۳۸۸

این یک راز نیست


دندان های من هنوز دردناک است برگشتنِ ما
بریز چایِ سبزی به یادِ ما دیگر بر نمی گردیم
بگذار برایت شعری دیگر نمی توان سرود
بگذار فراموش کنیم روزگاری دوستی دیگر کنارم نیست
این یک راز نیست
شهرِ ما من را نمی خواهد دوباره اسمش را بخوانم
یا که من شهرم را فراموش کن این ناآشنایِ دوست ر
انه خیلی زود باید دوباره برگردی
نه آنقدر دور دست ها را دوباره باید دید

هیچ نظری موجود نیست:

خداحافظی خوب

مسعود فراستی منتقد سینما یه جایی می گه: باید خوب خداحافظی کرد. یعنی باید خوب کات داد. چه خداحافظی با زندگی. چه خداحافظی با یه دوست. با یه آد...