کوه های خرداد هنوز برف دارند اما گندم های کم رمق امسال دارند کم کم زرد می شوند و برفِ یکریزی که می بارد نگرانم می کند. از خواب که بیدار می شوم خبری از برف نیست و دیش ماهواره مان که زیر برف مدفون شده بود دارد آفتاب می گیرد و تلویزیون عینک آفتابی و کرم ضد آفتاب تبلیغ می کند. پرده را کنار می زنم. آسمان کوچه مان یک دست آبیست و تو که گنجشک های رنگ کرده ات را دوست می داشتم روزهاست که پرنده ای هوا نکرده ای. رفتن چیز عجیبی نیست. اصلا ماندن گند می زند به هر چه رابطه است. با این که هیچ کس بعد بازگشتش شبیه خودش نیست من اما همیشه باز می گردم. به روزهای رفته ام در بودنت. به روزهای نیامده در نبودنت.
دوشنبه، خرداد ۱۵، ۱۳۹۱
روزهای خرداد
کوه های خرداد هنوز برف دارند اما گندم های کم رمق امسال دارند کم کم زرد می شوند و برفِ یکریزی که می بارد نگرانم می کند. از خواب که بیدار می شوم خبری از برف نیست و دیش ماهواره مان که زیر برف مدفون شده بود دارد آفتاب می گیرد و تلویزیون عینک آفتابی و کرم ضد آفتاب تبلیغ می کند. پرده را کنار می زنم. آسمان کوچه مان یک دست آبیست و تو که گنجشک های رنگ کرده ات را دوست می داشتم روزهاست که پرنده ای هوا نکرده ای. رفتن چیز عجیبی نیست. اصلا ماندن گند می زند به هر چه رابطه است. با این که هیچ کس بعد بازگشتش شبیه خودش نیست من اما همیشه باز می گردم. به روزهای رفته ام در بودنت. به روزهای نیامده در نبودنت.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
خداحافظی خوب
مسعود فراستی منتقد سینما یه جایی می گه: باید خوب خداحافظی کرد. یعنی باید خوب کات داد. چه خداحافظی با زندگی. چه خداحافظی با یه دوست. با یه آد...
-
کوه های خرداد هنوز برف دارند اما گندم های کم رمق امسال دارند کم کم زرد می شوند و برفِ یکریزی که می بارد نگرانم می کند. از خواب که بیدار م...
-
حلزون ها هر روز صبح که از خواب بیدار می شوند می دانند که شب های فردا هم بی خانه نمی مانند و هر چه جان بکنند هم خانه هاشان دو تا نمی شود ...
-
سلام آقایِ پدرِ دختر. پسرمان را به غلامی آورده ایم که اگر مشکلی در وصلتِ مابینِ دو طایفه نیست اجازه بدهید دستِ دخترتان را برای پنجاه شصت سال...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر