دوشنبه، خرداد ۱۵، ۱۳۹۱

روزهای خرداد


کوه های خرداد هنوز برف دارند اما گندم های کم رمق امسال دارند کم کم زرد می شوند و برفِ یکریزی که می بارد نگرانم می کند. از خواب که بیدار می شوم خبری از برف نیست و دیش ماهواره مان که زیر برف مدفون شده بود دارد آفتاب می گیرد و تلویزیون عینک آفتابی و کرم ضد آفتاب تبلیغ می کند. پرده را کنار می زنم. آسمان کوچه مان یک دست آبیست و تو که گنجشک های رنگ کرده ات را دوست می داشتم روزهاست که پرنده ای هوا نکرده ای. رفتن چیز عجیبی نیست. اصلا ماندن گند می زند به هر چه رابطه است. با این که هیچ کس بعد بازگشتش شبیه خودش نیست من اما همیشه باز می گردم. به روزهای رفته ام در بودنت. به روزهای نیامده در نبودنت.

هیچ نظری موجود نیست:

خداحافظی خوب

مسعود فراستی منتقد سینما یه جایی می گه: باید خوب خداحافظی کرد. یعنی باید خوب کات داد. چه خداحافظی با زندگی. چه خداحافظی با یه دوست. با یه آد...