دوشنبه، فروردین ۰۹، ۱۳۸۹

یک پیامک


بعد از یک نصفه روز تنهایی و سروکله زدن با خاطرات کهنه و افکار پریشان، بالاخره روی صندلی کامپیوترم در حالتی که پاهایم را روی میز انداخته ام، بین خواب و بیداری سکته می کنم. لرزشی شدید سراسر وجودم را فرا می گیرد. اما تب شدید و عرق سردم به سرعت از بین می رود. باز هم گوشی موبایلم را در جیب پیراهنم گذاشته بودم. وقتی گوشیِ موبایلت چند روز یک بار بلرزد باید هم غافلگیر بشوی. با دیدن پیامک شوکه می شوم. همان شعریست که در هفته ی گذشته بارها و بارها خوانده بودمش. شعر همان ترانه ای که یک هفته ی تمام با اینترنتِ سنتیمان نتوانستم دانلودش کنم. دوباره می خوانمش. «از هوش می روم، معشوق جان به بهار آغشته ی منی ...» همان شعر معروف «رضا براهنی» که سه بار مصاحبه اش با «صدای آمریکا» را پشت سر هم دیده بودم. همان شعری که «محسن نامجو» روز اول نوروز بازخوانیش کرده بود. شاید اگر انتهای پیامک ننوشته بود «بوس» اصلا به فرستنده ی آن توجه نمی کردم. سیم کارت گوشی موبایلم چهار یا پنج ماه پیش سوخت و شماره های تمام دوستان و آشنایانم پرید. بعد از تعویضش تقریبا در این مدت به هیچ پیامکی جواب نداده ام. شاید باور نکنید که من در زندگیم تنها از یک چیز متنفرم و آن این است که کسی آخر پیامکش بنویسد «بوس». حتی اگر نوشته باشد مینی بوس یا اتوبوس و هیچ دلیل منطقی ای هم برای این احساسم ندارم و شما هم حق ندارید به من بگویید که از چه چیزی خوشم بیاید و از چه چیزی متنفر باشم. بگذریم. در چند ماه گذشته همیشه پیامک هایم را پاک کرده ام تا وسوسه نشوم در جوابشان بنویسم که ببخشید شما؟ و بعدش آن ها خودشان را معرفی کنند و من باز توضیح بدهم که چرا سیم کارتم سوخت و چرا شماره ها را جایِ دیگری یادداشت نکرده بودم و از این چرندیات. اما این که کدام یک از دوستان من آن قدر لوس و بی مزه است که آخر پیامکش و آن هم در انتهای شعری که من دوستش دارم می نویسد «بوس» برایم علامت سوال بزرگی می شود که مثل یک قلاب ماهیگیری سمج، گردن کنجکاویم را دنبال خودش کش می آورد. بعد از چند ساعت فکر کردن نتوانستم بالاخره آن را پاک نکنم. بالاخره این احتمال وجود داشت که این «بوس» راهش را گم کرده باشد!

پ.ن: عشقم کشید به جای اس ام اس (SMS) بنویسم پیامک! اما به جای کامپیوتر ننویسم رایانه!

خداحافظی خوب

مسعود فراستی منتقد سینما یه جایی می گه: باید خوب خداحافظی کرد. یعنی باید خوب کات داد. چه خداحافظی با زندگی. چه خداحافظی با یه دوست. با یه آد...