پنجشنبه، دی ۱۷، ۱۳۸۸

سنگ روی سنگ بند نمی شود


به قول دایی کمال و مجری شبکه ی بی بی سی و رئیس اجلاس کپنهاگ و دانشمندان ناسا، «تغییرات اقلیمی» یعنی همین. در کشدارترین شب سال هم زمین هنوز گرم است و برف روی زمین بند نمی شود. از دیشب تا خاموشی چراغ تیرهای برق پشت سر هم یک ریز باریدن گرفته و اندازه ی حتی یک گلوله ی برفی کوچک هم برای تسلی دل بچه های بازیگوش مدرسه ای باقی نمانده است. هم زمان با «اجلاس کپنهاگ» در منزل پدر بزرگ هم اجلاسی به ریاست او برگزار شده که به نظر می رسد با توجه به خبرهایی که از کپنهاگ می رسد نتیجه ی این اجلاس موفقیت آمیزتر از آن اجلاس باشد چون حداقل قرار شد در این هوای سرد ماشین های آلاینده ی هوایمان را همان گوشه ی حیاط پارک کنیم. نمی دانم شاید خوش به حال این گنجشک های بیچاره شده که برای خودشان می آیند و می روند. در کل طرح رضا خان در مورد یکجا نشینی عشایر زاگرس اگر کاملا اجرا نشد، تغییرات اقلیمی این گنجشک ها را یکجا نشین کرده و به جز خرج من بیکار، خورد و خوراک این گنجشک های بیچاره و نگهداریشان هم به گردن پدر و مادرم افتاده.
یاد یکی از reading های کتاب های زبان دوره ی دبیرستان افتادم. بازگشت عصر یخبندان!. همین سه چهار دهه ی پیش همه پایشان را توی یک کفش کرده بودند که این افزایش دی اکسید کربن آخرش همه مان را از سرما می کشد. باید همان زمانی باشد که پدربزرگم تعریف می کند که در روستایشان برای رفتن از یک خانه به خانه ی دیگر تونل می کندند! بالاخره معادلات به هم می ریزد و زمین گرم تر می شود. «جیسون»های آمریکایی بوی دماغ سوخته زیاد اذیتشان نمی کند و بعد از کلی ور رفتن با استوانه های یخی در قطب شمال و جنوب نهایتا اعتراف می کنند که زمین گر گرفته است. بعد از کلی کل کل کردن با مخالفان سرسختشان که نوسانات آب و هوایی زمین را متعارف قلمداد می کردند حرفشان را به کرسی می نشانند و پای «پیمان کیوتو» را انگشت می زنند و آخرش هم همه بامبول در می آورند و قواله پاره می کنند و بالاخره همین می شود که هست و همه انگشتانشان به سمت آمریکا و چین و هند دراز می شود. آمریکا می گوید دستتان را بکشید ما خودمان گفتیم که بیچاره شدیم رفت و باید کاری بکنیم. آن دو تای دیگر هم در آخرین ساعات چشمکی می زنند و سر و ته قضیه را مسالمت آمیز هم می آورند. خلاصه مهم نیست که آخرش چه می شود. این همه را گفتیم که فقط گفته باشیم. و بعضی چیزها را هم نگفتیم (از قبیل پیشنهاد بسیار تامل برانگیز کشورمان در این اجلاس) چون ترسیدیم که اظهار نظرمان در مورد اظهار نظرشان در باره ی راه حل مبارزه با تغییرات اقلیمی را هم سیاسی کنند. بالاخره از ما گفتن بود، برف که روی زمین بند نشود سنگ هم روی سنگ بند نمی شود!

هیچ نظری موجود نیست:

خداحافظی خوب

مسعود فراستی منتقد سینما یه جایی می گه: باید خوب خداحافظی کرد. یعنی باید خوب کات داد. چه خداحافظی با زندگی. چه خداحافظی با یه دوست. با یه آد...