بالا نوشت: این نوشته مقاله ی علمی - پژوهشی نیست.
«دانشمندانِ آینده نگر» بر این باورند که در آینده ای نه چندان دور، بشر بخشِ بسیار بزرگی از زندگیش را در «دنیایی مجازی» سپری خواهد کرد. ارتباطات مجازی، تحصیلات مجازی، کارِ مجازی و در یک کلمه زندگی ای متفاوت در دنیایی که وجود خارجی ندارد. دنیایی که معادلات آن بسیار متفاوت از معادلات کنونی خواهد بود. در چنین دنیایی، خنده دار نخواهد بود اگر «خاطرات واقعی» و «خاطرات مجازی»، که در دنیایی شبیه سازی شده شکل گرفته است، در هم بیامیزد. به احتمال زیاد دنیای جدیدی که در آینده در آن زندگی خواهیم کرد قبل از آن که در کرات دیگر شکل بگیرد در همین کره ی زمین و در همین شبکه های مجازی ای که بشر دست به آفرینش آن ها زده است شکل خواهد گرفت. در نگاه اول این چنین دنیایی اگر سراسر صلح و صفا هم نباشد بسیار زیباتر از دنیایی است با جنگ های جهانی بزرگ. اما هستند کسانی هم که آنقدر به آینده ی دنیا خوشبین نیستند.
بشرِ اولیه بعد از آن که از تطبیق شرایط زندگی خویش با محیط به تنگ آمد، دست به تغییر محیط اطرافش زد و آفرینشش را آغاز کرد تا جایی که زندگی بشر از غارها و کوه پایه ها به کلان شهرها و دنیا های مجازی برسد. بله. در آینده ای نه چندان دور بشر در دنیایی که خودش با اندیشه اش خواهد ساخت زندگی خواهد کرد و مطمئن باشید که فکری هم برای برطرف کردن نیازهای مادی اش خواهد کرد. این دانشمندان بر این باورند که بشر در آینده از تکنولوژی هایی برای افزایش توانایی های ژنتیکی خود سود خواهد برد. شاید با افزودن سخت افزارها و نرم افزارهایی به انسان ها توانایی هایی خاص را هم در او ایجاد کنند. مثلا به جای پنج حسی که در مواجهه به طبیعت از آن استفاده می کنیم از حس های دیگری هم بهره مند شویم. مسلما بالا بردن قدرت حافظه و قدرت پردازش یکی از همین توانایی ها خواهد بود. شگفت انگیز خواهد بود که انسان ها تبدیل به انسان-روبوت هایی بشوند با توانایی هایی خارق العاده و هیجان انگیز. انسان هایی نامیرا.
اما چیزی که در این میان ذهن هر کسی را به خودش مشغول می کند درکِ دنیایی ست که پیش رو خواهیم داشت. انسان هایی که با غبطه به پروازِ پرندگان، هواپیماها را ساختند شاید ابتدایی ترین آرزوهایشان را فراموش کردند. آسایش و آرامش و لذتِ پرواز. آن چه ما را بیشتر از هر چیزی از گسترش تکنولوژی می ترساند جایگزین شدنِ اندیشه ها و لذت هاییست که به قیمت نابودی زندگی برای نوع بشر تمام شود. قدرت طلبی های بی حد و حصر. لذت نابود کردن. مثلِ همان حسی که در ساحل دریا از ویران کردن خانه های شنی به بچه ها دست می دهد. بدون تردید تاریخ با این ترس ها هرگز بیگانه نبوده است. بعد از ساختن بمب های اتمی و هیدروژنی ترس از گسترش تکنولوژی و پیشرفت علم بسیار بیشتر از قبل شد. اینجاست که پیشرفت علم و تکنولوژی آن قدرها هم خوشایند به نظر نمی رسد. آن طور که دانشمندان می گویند شاید یک اشتباه در علم زیست شناسی و تکثیر گونه های خاصی از ویروس ها و عدم توانایی در کنترل زاد و ولد آن ها منجر به نابودی حیات در سراسر زمین بشود یا شاید قدرت گرفتن روبات های دست ساز انسان ها را به بردگی بکشد. در چند دهه ی اخیر بزرگترین خطری که از دید دانشمندان زمین را با یک خطر جدی روبر خواهد کرد تغییرات شدید آب وهوایی است. تغییراتی که به احتمال بسیار زیاد پیشرفت تکنولوژی در آن تاثیر بسزایی داشته است. البته بخش عمده ای هم از این واهمه از آینده به ترسِ از پیشرفت علم و تکنولوژی مرتبط نمی شود. ترسِ از طبیعت است و ترسِ از انسان. حتی اگر با ساختن فیلم های سینمایی عده ای بخواهد انسان ها را در برابر حوادث طبیعی و موجودات فضایی متحد کنند باز هم بی گمان بیشتر از هر چیزِ دیگری انسان مرعوب هم نوع خویش خواهد بود.