تا زمانی که آدم ها زنده اند لباس هایشان هم زنده است. اشتباه نکنید کهنه شدن مردن نیست. کهنگی روح لطیفی دارد. خاطره ای شیرین است. کهنگی بوی نم نیست. خنکی سایه ی یک درخت در بیابانی گرم است. این را می دانستم. اما تا امروز غروب فکر نمی کردم با مردن آدم ها لباس هایشان باز هم زنده می مانند. اشتباه می کردم. روح آدم ها داخل لباس ها می ماند. روی چوب لباسی ها . توی کشوی کمدها. حتی در زیرین ترین لایه های لباس در صندوقچه های مادربزرگ ها. همین است که لباس های تن مرده ها را نمی بخشند. حتی دفن هم نمی کنند. می سوزانند.
جمعه، دی ۱۶، ۱۳۹۰
روح لباس ها
تا زمانی که آدم ها زنده اند لباس هایشان هم زنده است. اشتباه نکنید کهنه شدن مردن نیست. کهنگی روح لطیفی دارد. خاطره ای شیرین است. کهنگی بوی نم نیست. خنکی سایه ی یک درخت در بیابانی گرم است. این را می دانستم. اما تا امروز غروب فکر نمی کردم با مردن آدم ها لباس هایشان باز هم زنده می مانند. اشتباه می کردم. روح آدم ها داخل لباس ها می ماند. روی چوب لباسی ها . توی کشوی کمدها. حتی در زیرین ترین لایه های لباس در صندوقچه های مادربزرگ ها. همین است که لباس های تن مرده ها را نمی بخشند. حتی دفن هم نمی کنند. می سوزانند.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
خداحافظی خوب
مسعود فراستی منتقد سینما یه جایی می گه: باید خوب خداحافظی کرد. یعنی باید خوب کات داد. چه خداحافظی با زندگی. چه خداحافظی با یه دوست. با یه آد...
-
کوه های خرداد هنوز برف دارند اما گندم های کم رمق امسال دارند کم کم زرد می شوند و برفِ یکریزی که می بارد نگرانم می کند. از خواب که بیدار م...
-
حلزون ها هر روز صبح که از خواب بیدار می شوند می دانند که شب های فردا هم بی خانه نمی مانند و هر چه جان بکنند هم خانه هاشان دو تا نمی شود ...
-
سلام آقایِ پدرِ دختر. پسرمان را به غلامی آورده ایم که اگر مشکلی در وصلتِ مابینِ دو طایفه نیست اجازه بدهید دستِ دخترتان را برای پنجاه شصت سال...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر