پنجشنبه، دی ۲۲، ۱۳۹۰

هرگز به پنج نمی رسم!

شش، هفت، هشت ،هشت و نیم ... آخر چه فرق می کند؟
یک ده بده بریم ... پس این معلمم کِی درک می کند؟
دیپلم برای تو ... نمره برای من ... چیزی شبیه یک ...
در لیستِ کفن و دفن ....  در سطرِ یک ستونِ یک ...
مدیرِ مدرسه، همکار، معاون ها از من چه می خواهند نامت را؟
یک نمره می خواهند ... نادیده تلاشت را ... مشکلاتت را
نیم، یک، یک و نیم  ... با خودت چه کرده ای ... انگار به پنج نمی رسم
آشفته، خسته، مست .... با خودم چه کرده ام  ....آخر به ده نمی رسم
بردار خودکارِ آبیِ هم رنگش را و با دست خطِ خودش
یک تست. دو نقطه چین. یک رسم شکل از زبانِ خودش
دارم فرار می کنم بنویس نمره ی ماشینم را
یک دو سه چهار ترمز ... هرگز به پنج نمی رسم

هیچ نظری موجود نیست:

خداحافظی خوب

مسعود فراستی منتقد سینما یه جایی می گه: باید خوب خداحافظی کرد. یعنی باید خوب کات داد. چه خداحافظی با زندگی. چه خداحافظی با یه دوست. با یه آد...