یکشنبه، بهمن ۰۲، ۱۳۹۰

شراب پشت بخاری


پدر می گوید یک جنگ در پیش است
گرانیِ ارز، طلا و سکه ... در پیشش هیچ است
از قطعیِ برق،  گاز و حقوقش، از بی خوراکی ...
از شورش در شهر، خون و خونریزی  نداری باکی؟
من اما روحم جای دیگر است ... در بی قراری
تمامِ غمم این است که آیا می رسد شراب، پشتِ بخاری؟
کودکی هستم / کودکی در جنگ / میدان مینش یک کیندر گاردن
بی ترسِ از مرگ / تنها خیالم آهنگی لطیف از سِکرِت گاردن

هیچ نظری موجود نیست:

خداحافظی خوب

مسعود فراستی منتقد سینما یه جایی می گه: باید خوب خداحافظی کرد. یعنی باید خوب کات داد. چه خداحافظی با زندگی. چه خداحافظی با یه دوست. با یه آد...