شنبه، مهر ۱۷، ۱۳۸۹

کاکتوس های شکسته


دفترچه ی خدمات درمانی شوهرش را دزدکی برداشته و می خواهد که برایش بخوانم. دیشب بیماریش را در گوگل سرچ کرده بودم. با دیدن اسم آزمایش می شد همه چیز را فهمید. گفتم مگر می شود دست خط این دکترها را خواند! دفترچه را می بندد و مطمئنم که تلویزیون نگاه نمی کند. خط دیدش آن طرفی ست. چگونه می شود به کسی که از افسردگی کاکتوس گلدان خانه اش دلش می گیرد از امید درمان یک بیماری لاعلاج سخن گفت!

خداحافظی خوب

مسعود فراستی منتقد سینما یه جایی می گه: باید خوب خداحافظی کرد. یعنی باید خوب کات داد. چه خداحافظی با زندگی. چه خداحافظی با یه دوست. با یه آد...