دوشنبه، دی ۱۳، ۱۳۸۹

من سردم است


ژاکت ضخیمی که همه فکر می کنند از «تاناکورا» خریده ام را هم تنم کرده ام و تا گردن خزیده ام زیر پتو. درجه ی بخاری را هم چرخانده ام تا آخر. مدتی است بیشتر از چهار ساعت پشت سر هم نمی توانم بخوابم. خوابم از چهار ساعت که بیشتر بشود سردم می شود و تشنه! با این که خیلی خوب می دانم بعدش چه اتفاقی می افتد اما باز هم چند لیوان پشت سر هم آب می خورم. مثل همیشه بدنم سرد می شود. لرزم می گیرد و هر چه خودم را می چسپانم به بخاری باز هم گرما اثری نمی کند. بلند می شوم می نشینم پای میز کامپیوتر. از سرما می نویسم. از باد سردی که از زیر پرده ها خودش را تو می کشد. از پسر خاله ی کلاس اولیم که هر شب می آید خانه ی ما با پدرم بخوانیم و بنویسیم تمرین می کنند. از مادری که هر وقت نیم ساعت بخندد فکر می کند بعد از آن حتما اتفاق بدی خواهد افتاد. از یکی از آشناهایمان که فکر می کند کسی از کارهایش سر در نمی آورد و مدام دروغ می گوید و سیگار می کشد و تنها کاری که در زندگیش انجام می دهد این است که خودش خوش بگذراند و نزدیکانش را دل نگران کند. حرف هایم که تمام می شود احساس می کنم کمی گرم تر شده ام. تشنگیم هم تمام شده اما باز هم خوابم نمی برد. «فرهاد مهراد» گوش می کنم و «فریدون فروغی». هوا که روشن می شود انگار نه انگار روز دیگریست!

پ.ن1: در شهرهای عموما کرد نشین غرب و شمال غرب، لباس های دست دومی که از آن طرف مرزها و نمی دانم از کجا می آورند را در مکان هایی موسوم به تاناکورا می فروشند! اسم تاناکورا را از فیلم ژاپنی ای که سال ها قبل از تلویزیون پخش می شد گرفته اند. «سال های دور از خانه». همان که بازیگر نقش اولش «اوشین» بود! «تانوکورا!» نام خانوادگی همسر اوشین بود.
پ.ن2: دیشب به شعر زیبایی برخوردم. شروع کردم به ترجمه کردنش. امروز هر چه گشتم اسم شاعرش را نتوانستم پیدا کنم. برای مبارزه کردن با وسوسه ی انتشار بدون منبعش در وبلاگ، شعر و ترجمه، هر دو تایشان را حذف کردم. امشب دوباره آن شعر را یک جای دیگر دیدم. با سی چهل درصد تفاوت در نوشتار! شعرهای آشفته از شاعران ناشناس با هزار زبان سخن می گویند. ترجمه نمی خواهند!
پ.ن3: «من سردم است» عنوان شعری ست از فروغ فرخزاد.

هیچ نظری موجود نیست:

خداحافظی خوب

مسعود فراستی منتقد سینما یه جایی می گه: باید خوب خداحافظی کرد. یعنی باید خوب کات داد. چه خداحافظی با زندگی. چه خداحافظی با یه دوست. با یه آد...