(شاکی خودکشی کرده اما قبل از خودکشی، شکایتش را به دادگاه تقدیم کرده است. شاکی وکیلی استخدام کرده که مطابق وصیت نامه در صورت پیروزیش در دادگاه میراث دار تمام دارایی اش خواهد بود.)
وکیل شاکی) جناب قاضی ایشان در شبی نفرین شده نطفه ی فرزندی را کاشته اند که نمی خواسته به دنیا بیاید. دفتر خاطرات یکی از متهمان این را ثابت می کند.
متهم اول) مگر ما خودمان خودخواسته به دنیا آمده ایم؟ هیئت منصفه ی گرامی کدام یک از شما در به دنیا آمدنتان حق انتخاب داشته اید؟
وکیل شاکی) جناب قاضی هر دو ایشان تحصیلکرده هستند. مدرک لیسانس دارند. یک واحد اجباری از لیست دروس دانشگاهیشان «تنظیم خانواده» بوده. مطابق استعلام بنده از دانشگاه های مربوطه ایشان با نمره ی بالا این درس را گذرانیده اند. لذا می توانستند از حقوق جنسیشان با رعایت روش های ضد بارداری استفاده کنند.
متهم دوم) جناب قاضی. هیئت منصفه. همه ی ما می دانیم که این روش ها همگی درصدی از خطا دارند. ما قربانیانِ این درصدِ اندک هستیم.
وکیل شاکی) حقیقت ندارد! طبق ...
وکیل متهمان) من اعتراض دارم. پس نسل بشر چگونه ازدیاد پیدا کند. ایشان مسئولیت ما را در قبال اجدادمان فراموش کرده اند. آن ها قافله ی بشریت را تا به این جا نرسانده اند که به دست ما هلاک شود. جناب قاضی علم هنوز به آن حد از توانایی نرسیده که بشر را به جاودانگی برساند و تا آن زمان ما محتاج به زاد و ولد هستیم. چه کسی پاسخگوی روح بشریت خواهد بود؟
قاضی) کافیست. قانون واژه ی روح را نمی شناسد.
وکیل شاکی) جناب قاضی. با توجه به اظهارات مندرج در وبلاگ خانوادگی متهمان، ایشان بچه را شیرینی و میوه ی زندگی می دانسته اند و حتی مادر خانواده برای تمام شدن حرف و حدیث های به وجود آمده پیرامون نازا بودنش از قبل تصمیم به داشتن بچه گرفته. برگه ای که در دست من مشاهده می کنید در پرونده ی پزشکی خانوادگی ایشان موجود بوده. پدر خانواده از قبل درخواستی مبنی بر استفاده از داروهایی داشته که جنسیت فرزند آینده اش را به دلخواه انتخاب کند. با توجه به تحقیقات بنده پدر خانواده به علت نداشتن پسر از طرف پدر و مادرش به شدت تحت فشار بوده است. با این حال حتی اگر به دنیا آمدن موکل من در آن شب خاص اتفاقی بوده باشد با توجه به این اظهارت احتمال به دنیا آمدن ایشان در روزهای دیگر بسیار محتمل بوده.
متهم اول) هیئت منصفه ی عالیقدر. مگر شما در این جامعه زندگی نمی کنید. مگر شما تحت تاثیر این فرهنگ بسیاری از امور روزانه تان را انجام نمی دهید.
وکیل شاکی) آیا این خودخواهی نیست؟
متهم دوم) این یک رابطه ی دو طرفه بود. از داشتن فرزند خرسند بودیم اما او را با خون دل بزرگ کردیم. مگر خوارکش، لباسش، هزینه ی تفریح و تحصیلش را ما با کار کردن تامین نمی کردیم؟ ما برای او پدری کرده ایم. مادری کرده ایم.
وکیل شاکی) خیلی ها برای یک حیوان خانگی هم این کارها را می کنند! شاید شما برای داشتن یک هدف در زندگی بچه دار شده باشید! یا شاید برای خسته نشدن از زندگی مشترکتان. معنای این جز خودخواهی چه چیزی می تواند باشد.
وکیل متهمان) من اعتراض دارم. پس قداست پدر کجا می رود. قداست مادر.
قاضی) کافیست. دادگاه با واژه ی قداست بیگانه است.
.
.
.
.
حکم دادگاه: پدر و مادر (به خاطر ضعف قانون!) تبرئه شدند اما روز پدر و روز مادر از تقویم ها حذف شدند!