- هی مرتیکه ی احمق
--- بله آقا
- داری چه غلطی می کنی؟
--- تو اینترنتم
- الاغ اینم شد زندگی؟ کل زندگیت شده اینترنت. بدبخت!
-- پس چیکار کنم آقا
- اصلا بگو ببینم مثلا از دیشب تا حالا که نخوابیدی چه گهی خوردی؟
--- راستش
post آخر وبلاگم رو گذاشتم
نظرات وبلاگامو تو blogfa، blogspot و ... چک کردم
یه نگاهی انداختم به آمار بازدیدکننده هام توی webgozar.com
yahoomail و Gmail رو که باید دیگه چک می کردم
بعد از مدت ها یکی از دوستای قدیمیم On شده بود نمی شد chat نکنیم
چک کردن اخبار forum سایت iran-eng.com
گرفتن نتیجه ی حمله ی سربازام توی travian.ir
چند تا ترانه ی قدیمی هم گوش کردم
چند تا از وبلاگای دوستام رو دیدم
و ...
- بس کن مرتیکه خب دمدمه های صبح که تو اینترنت نبودی!
--- چند صفحه از کتاب روی case رو خوندم
چند خط شعر نوشتم
یه کمکی هم از وبلاگایی که دیشب save کرده بودم رو خوندم
- بعدشم که تا ظهر خوابیدی! زنگ گوشیت هم که پدر ما رو درآورد
--- راستش دوستام بودن یادم رفته بود بذارم رو Silent
- بعدشم که خودم می دونم
خبر ساعت هفده BBC و هیجده VOA و هزار شبکه ی مسخره ی دیگه
سریال ساعت بیست و بیست دقیقه
فوتبال زنده و هزار برنامه ی خرکی دیگه
درست می گم یا چیزی یادم رفته؟ بیچاره! اینم شد زندگی!
-- راستش ...
[خیلی سخته هر روز منتظر یه پولی باشی که بیاد تو عابر بانکت و نیاد
خیلی مسخره ست کل زندگیت بشه ترس رسیدن یا نرسیدن یکی از این طرف این جاده های مارپیچ به اون طرفش!
و چاره ای نیست که به لیست کارای بالا هر روز دو نخ سیگار تو جاده های آخر شهر اضافه کنی و هر صبح و شب پشت سر هم چایی بخوری تا یه روز بالاخره بتونی از این شهر فرار کنی!]
یکشنبه، شهریور ۰۸، ۱۳۸۸
آخه اینم شد زندگی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
خداحافظی خوب
مسعود فراستی منتقد سینما یه جایی می گه: باید خوب خداحافظی کرد. یعنی باید خوب کات داد. چه خداحافظی با زندگی. چه خداحافظی با یه دوست. با یه آد...
-
کوه های خرداد هنوز برف دارند اما گندم های کم رمق امسال دارند کم کم زرد می شوند و برفِ یکریزی که می بارد نگرانم می کند. از خواب که بیدار م...
-
حلزون ها هر روز صبح که از خواب بیدار می شوند می دانند که شب های فردا هم بی خانه نمی مانند و هر چه جان بکنند هم خانه هاشان دو تا نمی شود ...
-
سلام آقایِ پدرِ دختر. پسرمان را به غلامی آورده ایم که اگر مشکلی در وصلتِ مابینِ دو طایفه نیست اجازه بدهید دستِ دخترتان را برای پنجاه شصت سال...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر