نون خشکیا
کفشای کهنه
سیمای مسی توی انبار
پول خوردای روی تاقچه
هر چی داشتیم گذاشتیم وسط
همه اش شد نه تا جوجه ی رنگی
کنار پله های حیاط
عمارت جوجه ها تقریبا تمام شده بود
«سوباسا»
بعد از یک هفته
وارونه بین آسمان و زمین
منتظر پایان اخبار شبکه ی یک و نماز جمعه
صدای توپش که به حیاط رسید
در لانه را آجر گذاشتیم و رفتیم
کارتون که تمام شد
تازه فهمیدم «کاکرو» دچار چه مصیبتی شده
حتی به یکیشان هم رحم نکرده بود
گربه ی ناکس
یکشنبه، شهریور ۰۸، ۱۳۸۸
گربه ی ناکس
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
خداحافظی خوب
مسعود فراستی منتقد سینما یه جایی می گه: باید خوب خداحافظی کرد. یعنی باید خوب کات داد. چه خداحافظی با زندگی. چه خداحافظی با یه دوست. با یه آد...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر