مگر نه این که می خندیدیم به آن یارو که کارت متروش را مثل کارت های شناسایی دهه ی شصت کاور گرفته بود. خب اشتباه می کردیم. اصلا به ما چه ربطی داشت. اصلا شاید کسی دلش بخواهد هنوز اسکناس های پنجاه تومانی و صدتومانی را سر حوصله بشوید و گوشه هایش را چسب بزند و لای تقویمش نگه دارد. به ما چه. حداقلش این است که هزینه روی دست دولت نمی گذارد و شاید آخر هفته همین اسکناس های بی ارزش هدیه ی با ارزشی شوند برای نوه ها و نبیره ها. باور کن این دسته آدم ها حتی یک لحظه هم به فرار از کرایه های اتوبوس و مترو فکر نمی کنند. باید فکر کرد به آن هایی که آن طرفِ صف های طولانی اتوبوس در انتظار شکار صندلی های اتوبوس خارج از نوبت کز می کنند. به خودت. بهتر است این روزها زوم کنی روی خودت!
پنجشنبه، مهر ۱۸، ۱۳۹۲
پنجره های نیمه باز
مگر نه این که می خندیدیم به آن یارو که کارت متروش را مثل کارت های شناسایی دهه ی شصت کاور گرفته بود. خب اشتباه می کردیم. اصلا به ما چه ربطی داشت. اصلا شاید کسی دلش بخواهد هنوز اسکناس های پنجاه تومانی و صدتومانی را سر حوصله بشوید و گوشه هایش را چسب بزند و لای تقویمش نگه دارد. به ما چه. حداقلش این است که هزینه روی دست دولت نمی گذارد و شاید آخر هفته همین اسکناس های بی ارزش هدیه ی با ارزشی شوند برای نوه ها و نبیره ها. باور کن این دسته آدم ها حتی یک لحظه هم به فرار از کرایه های اتوبوس و مترو فکر نمی کنند. باید فکر کرد به آن هایی که آن طرفِ صف های طولانی اتوبوس در انتظار شکار صندلی های اتوبوس خارج از نوبت کز می کنند. به خودت. بهتر است این روزها زوم کنی روی خودت!
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
خداحافظی خوب
مسعود فراستی منتقد سینما یه جایی می گه: باید خوب خداحافظی کرد. یعنی باید خوب کات داد. چه خداحافظی با زندگی. چه خداحافظی با یه دوست. با یه آد...
-
کوه های خرداد هنوز برف دارند اما گندم های کم رمق امسال دارند کم کم زرد می شوند و برفِ یکریزی که می بارد نگرانم می کند. از خواب که بیدار م...
-
حلزون ها هر روز صبح که از خواب بیدار می شوند می دانند که شب های فردا هم بی خانه نمی مانند و هر چه جان بکنند هم خانه هاشان دو تا نمی شود ...
-
سلام آقایِ پدرِ دختر. پسرمان را به غلامی آورده ایم که اگر مشکلی در وصلتِ مابینِ دو طایفه نیست اجازه بدهید دستِ دخترتان را برای پنجاه شصت سال...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر