دلخوش است ابراهیم به تشابه چهره با برادرزاده هایش. مینا با تصویر پنجاه تومانی ورودی دانشگاهش. مهرداد به ژستِ گرفته در تنهایی حجیمِ کاناپه ای. حافظ در قایقی میان آب های دو کشور. شهرداد زیر سایه سنگین ساختمان بلندی سر چهار راهی در اسلو. حامد در فیس بوکش ساکن مکزیک است و مرتضی شن های ساحلی دور را به چشم های تشنه ی این طرف آب می باشد. بهنام گم شده وسط دود قلیانش تا رها پای گچ گرفته اش را فراموش کند. مهران چقدر به زنش نمی آید. مهدی دیگر بیکار نیست و زیر عکس رضا نوشته است سه در چهار زمینه سفید! مهسا با عکس بچگی اش. مونا با عکس بچه اش و ندا با عکس خواهر زاده اش. محسن کتاب های نخوانده اش را. کیوان بی دغدغه ای همیشگی اش را. افشین کلافگی موضعی اش را. پس آن پاییز کی می رسد. پاییزی که از هر بهار بارانی تر است!
پنجشنبه، مهر ۱۸، ۱۳۹۲
پاییزی که از هر بهار
دلخوش است ابراهیم به تشابه چهره با برادرزاده هایش. مینا با تصویر پنجاه تومانی ورودی دانشگاهش. مهرداد به ژستِ گرفته در تنهایی حجیمِ کاناپه ای. حافظ در قایقی میان آب های دو کشور. شهرداد زیر سایه سنگین ساختمان بلندی سر چهار راهی در اسلو. حامد در فیس بوکش ساکن مکزیک است و مرتضی شن های ساحلی دور را به چشم های تشنه ی این طرف آب می باشد. بهنام گم شده وسط دود قلیانش تا رها پای گچ گرفته اش را فراموش کند. مهران چقدر به زنش نمی آید. مهدی دیگر بیکار نیست و زیر عکس رضا نوشته است سه در چهار زمینه سفید! مهسا با عکس بچگی اش. مونا با عکس بچه اش و ندا با عکس خواهر زاده اش. محسن کتاب های نخوانده اش را. کیوان بی دغدغه ای همیشگی اش را. افشین کلافگی موضعی اش را. پس آن پاییز کی می رسد. پاییزی که از هر بهار بارانی تر است!
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
خداحافظی خوب
مسعود فراستی منتقد سینما یه جایی می گه: باید خوب خداحافظی کرد. یعنی باید خوب کات داد. چه خداحافظی با زندگی. چه خداحافظی با یه دوست. با یه آد...
-
کوه های خرداد هنوز برف دارند اما گندم های کم رمق امسال دارند کم کم زرد می شوند و برفِ یکریزی که می بارد نگرانم می کند. از خواب که بیدار م...
-
حلزون ها هر روز صبح که از خواب بیدار می شوند می دانند که شب های فردا هم بی خانه نمی مانند و هر چه جان بکنند هم خانه هاشان دو تا نمی شود ...
-
سلام آقایِ پدرِ دختر. پسرمان را به غلامی آورده ایم که اگر مشکلی در وصلتِ مابینِ دو طایفه نیست اجازه بدهید دستِ دخترتان را برای پنجاه شصت سال...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر