مردی که روی شانه های پر تکانِ اتوبوس
به خواب می رود
در بیست و پنج درجه ی سانتی گراد هم
از سرما مچاله می شود
و بی گمان
خیس عرق می شود زنی
که نایلونی انباشته از گلوله های کاموا
در بیست و پنج درجه ی سانتی گراد
روی زندگی نبافته اش سنگینی می کند
اشتباه نکنید
فصل ها مثل آدم ها
جایشان را به هم نمی دهند
حقیقت در توالی روزهاست
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر