آرشه ها در پاسخِ دست ها
به رقص در می آیند
زخم خورده
در دهانِ مار
با صدای هاشور خورده ای
چسپِ زخم می فروشد به جای فال
کودکِ بغض
لعنتِ کیسه زباله های کوچه های تنگ
نثارش باد
پرنده ای که رازهای درختش را
سوار بر باد می خواند
بازگشته ام به هنگِ صندلی های چوبیِ سرد
به ضرب و تقسیم اعداد مختلط
ساز من اما هنوز
ناکوکِ ناکوک است
به رقص در می آیند
زخم خورده
در دهانِ مار
با صدای هاشور خورده ای
چسپِ زخم می فروشد به جای فال
کودکِ بغض
لعنتِ کیسه زباله های کوچه های تنگ
نثارش باد
پرنده ای که رازهای درختش را
سوار بر باد می خواند
بازگشته ام به هنگِ صندلی های چوبیِ سرد
به ضرب و تقسیم اعداد مختلط
ساز من اما هنوز
ناکوکِ ناکوک است
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر