شنبه، تیر ۱۳، ۱۳۸۸

میدان راه آهن

خیابان به ریتم موسیقی متال می رود
دختری از خیال تن فروشی از حال می رود

خیابان به دور میدان چهار تکه می شود
فلاکت زهر سو پیاده و سواره می رود

نوشته های پشت درهای توالت های شهر
با رنگ سیاه دیگری از خاطر پارک می رود

تریبون های شهر تا به کی توالت پارک ها
آزادی بیان از تیتر روزنامه ها دوباره می رود

ممنوعیت بحث سیاسی از ادارات دولتی
به صحن علنی قلیان خانه ها می رود

فکر انقلاب که از ذهن رهبران پاک می شود
شعارهای کهنه دوباره به پشت بام ها می رود

از ساحل چم خاله تا بنادر جنوب
اندیشه ی آزادی از یاد ما می رود

به دیوار مهمان خانه ای نوشته اند
که ظلم وستم دوباره از دیار می رود

به ارگاسم که می رسند قدرتمداران ما، به خیال خود
ضعف اندام پیرشان با جنایتی بزرگ از یاد می رود

با همان لباس بیرون روی تخت دراز می کشی
یاد معشوقه ات از برابر دیدگان خیالت می رود

هیچ نظری موجود نیست:

خداحافظی خوب

مسعود فراستی منتقد سینما یه جایی می گه: باید خوب خداحافظی کرد. یعنی باید خوب کات داد. چه خداحافظی با زندگی. چه خداحافظی با یه دوست. با یه آد...