جمعه، تیر ۱۹، ۱۳۸۸

متهم نه منم ، نه تویی ، نه پدر! متهم اندیشه ی دنیای پیشین است


پدر را با من نبردیست
جاودانه
به مانند تمامی پدران
چون تویی که یک روز پدر خواهی شد
پدری کهنه تر از پدرانمان
با اندیشه هایی بسیار خنده دارتر
و بعدها تو نیز می فهمی
پدر مرد شریفی بوده و هست
این را از دوستان دورش بیشتر باید بفهمی
تا از آشنایان نزدیکش
پدر
با طاعون فقر خود جانانه می جنگید
پدر سی سال آزگار
روزی ده ساعت تمام جان کند
مال کسی را ندزدید
معشوقه ی ممنوعه ای نگرفت
پدر چند هزار دانش آموز را ادب آموخت!
پدر اندیشه اش مرده!
و این را من
و این را تو نیز می گویی!
اندیشه ای دیگر بباید رو کنیم
این معنی جنگ پدرها با پسرهاست!
متهم کردن نشان از نادانی این نسل ماست!
پدر را با من نبردیست جاودانه
و لیکن نبرد ما
چون نبرد جمعیت من ها با پدرهاشان
نبرد جانانه ای بین دو نسل است
نه دو انسان
گوش کن
کونش پاره شد تمام فلسفه
«کوجیتو ارگو سام» را که نفهمیدی
اما بفهم
بی گناه است انسان !
متهم نیست پدر
متهم نه منم
نه تویی
نه پدر!
متهم اندیشه ی دنیای پیشین است
فقر است
نا امنی و رنج است
دزدی است
متهم اسطوره است جانم
برای پدران من و تو
تغییر یعنی نا امنی
برای من و تو باز شدن یک پنجره است
و من خوب می دانم
چگونه طاعون سنت را آتش می زدند
ولی ایدز مدرنیته
را دارو می دهند آخر!
تا کینه ی تو در میان است دوست من
انسانیت در توردوفرانس تک و تنها می ماند!

هیچ نظری موجود نیست:

خداحافظی خوب

مسعود فراستی منتقد سینما یه جایی می گه: باید خوب خداحافظی کرد. یعنی باید خوب کات داد. چه خداحافظی با زندگی. چه خداحافظی با یه دوست. با یه آد...