دوشنبه، مرداد ۰۵، ۱۳۸۸

بیزارم از پرچم


این همه پرچم
یعنی من از تو جدا
مرزیست بین تو و من
شکافی برای ما
ابزار قدرت یا هویت ملت؟
یا که توتم مردم!
نمی دانم
اما برای من
یادآور یک تاریخ جنون است!
در اهتزازش گاه کشتار و خون است!
نمادی غیر انسانی از زمانی بسیار دور است!
بدان که من نمی خواهم برای تو بجنگم
هم اکنون
پرچمی دادید من را
دستمال جیبی من که سیاه است!
شاید که من در اشتباهم
نفی پرچم خطایی در درک انسان است!
بیزارم از پرچم
بیزار
و لیکن من نیز انسانم

هیچ نظری موجود نیست:

خداحافظی خوب

مسعود فراستی منتقد سینما یه جایی می گه: باید خوب خداحافظی کرد. یعنی باید خوب کات داد. چه خداحافظی با زندگی. چه خداحافظی با یه دوست. با یه آد...