در پي جمله اي بودم
نا نوشته و نا گفته
جمله اي تازه
فكري نو
جمله اي كه تا به حال قلمي بر انتهاي آن نقطه اي نگذاشته باشد
سوالي كه پرونده اش مختومه اعلام نشده باشد
اما
خيلي زود فهميدم
كه چقدر جسارت به معاني ساده ست
كافي است پاكنت را كنار بگذاري
و به امروز بيانديشي
هيچ كس امروز تو را زندگي نكرده است
هيچ عكاسي كنجكاوي نگاه معشوق مرا شكار نكرده است
هيچ خبرنگاري حرف هاي بي پرده ي مرا در ستون هاي روزنامه اش به صليب نكشيده است
هيچ بازيگري نقش مرا به روي پرده نبرده است
پس امروز من براي جهان خبري تازه است
خبري داغ داغ
عكسي تازه و فيلمي اكران نشده
امروز من از شاعري مرده برداشتي زنده كرده ام
امروز من هم به نوبه ي خود صفحه اي به تاريخ نانوشته جهان اضافه كرده ام
و فردا صفحه اي ديگر خواهم افزود
جمله اي از كتاب جهان خواهم بود
جمله اي كه تا به حال قلمي بر انتهاي آن نقطه اي نگذاشته باشد!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر