چهارشنبه، بهمن ۱۹، ۱۳۹۰

در بهمن خویش


دلگرمیِ خوبیست حضورِ یک سایه
شکلات، رویِ آیفون از دخترِ همسایه
مادر بزرگِ‌ غمگینِ‌ این روزها تنها
بعدِ پدربزرگ، افسرده و سرد و بی سایه
تسبیح می ریزد آیه آیه ی خیالش را
بی مناسبت فریاد می زنم سلام بر دایه
در بهتِ بارشِ‌ این برفِ یکریزم که باز
تک زنگ می خورد گوشیم که برایِ ...
من درس و مشق را زندگی نمی کنم
زندگی را مشق و درس می کنم که ندایِ‌ ...
الو آژانس ... یک سورتمه و چند سگ لطفن
یک نفر در بهمنِ‌ خویش افتاده کنارِ...

هیچ نظری موجود نیست:

خداحافظی خوب

مسعود فراستی منتقد سینما یه جایی می گه: باید خوب خداحافظی کرد. یعنی باید خوب کات داد. چه خداحافظی با زندگی. چه خداحافظی با یه دوست. با یه آد...