دوشنبه، آذر ۱۶، ۱۳۸۸

این همه گفتنش سخت است!


نصفش سفید سفید
نصفش سیاه آن رنگ موی ارزان هندیش
که بیشتر به بور می زند
یک تار موی مادری
رفیق تشت و تاید

هیجده نفر میهمان ناخوانده خوانده شدند
هیجده لیوان برنج!
هیجده ساعت تملق!
هیجده ساعت تحمل!
چه میزبانان آشنایی


در این هفت ماه نحس
گوشیم هی بیهوده شارژ می شد
و بستگانم مدام زنگ نمی زدند!
تمام میهمانی دیشب بعد از صرف شام
مدام خوب بودم
مدام سلام
حال ما خوب است ای تمام بستگانم والسلام


نمی خواهم
نمی توانم
این هم پاسخ تمام نصیحت های آجیلی و شیرموز بستنیشان!

هیچ نظری موجود نیست:

خداحافظی خوب

مسعود فراستی منتقد سینما یه جایی می گه: باید خوب خداحافظی کرد. یعنی باید خوب کات داد. چه خداحافظی با زندگی. چه خداحافظی با یه دوست. با یه آد...