نه سرخ می شوم
نه آبی
نه زرد
سرخ بودم
آبی شدم
زرد خواهم شد!
بیدار بودم
به یکباره سکوت گم شد!
از کنج اتاق
نقطه ی تا شدن انجماد دیوار!
از لیلی پشتی! بلند شد
تا فرهاد تابلو!
آرام آرام
خود را بالا می کشید
نم زدگی دیوار را پیچید
چسبید به سقف
ارتفاع اتاق کم می شد
صندلی
میز
مانیتور
کیس
گوشی
یازده
دو صفر
و دست نوشته های ساموئل بکت
بلند می شود
هی هی ! دختر!
این جا در خلائی ناب همه چیز می چرخد
و چایی مادر از استکان جدا می شود
تو مرا می خوانی
بفرما
چایی!
من محصول آرامش همین معجونم!
نوشیدن اندیشه!
گوارای وجود!
به سلامتی تو نازی
شما!
به سلامتی تو که شمایی!
من همانجام
بالای سرت
چسپیده به سقف
مصلوب
اما نه مسیح
تو مرا می خوانی
اندیشه ی مصلوب به سقف!
و تو آرام می خوابی
و تو نیز به سقف می چسپی!
دنیا وارونه که می شود!
همه مصلوب!
همه چرخان!
و من و تو
آزاد
به قید وثیقه ی زمان
تو مرا می خوانی
و من عروج می کنم
به تو
به آفتاب
و من نه سرخ می شوم
نه آبی
آرام آرام
بالاتر که می روم
زرد می شوم!
نه آبی
نه زرد
سرخ بودم
آبی شدم
زرد خواهم شد!
بیدار بودم
به یکباره سکوت گم شد!
از کنج اتاق
نقطه ی تا شدن انجماد دیوار!
از لیلی پشتی! بلند شد
تا فرهاد تابلو!
آرام آرام
خود را بالا می کشید
نم زدگی دیوار را پیچید
چسبید به سقف
ارتفاع اتاق کم می شد
صندلی
میز
مانیتور
کیس
گوشی
یازده
دو صفر
و دست نوشته های ساموئل بکت
بلند می شود
هی هی ! دختر!
این جا در خلائی ناب همه چیز می چرخد
و چایی مادر از استکان جدا می شود
تو مرا می خوانی
بفرما
چایی!
من محصول آرامش همین معجونم!
نوشیدن اندیشه!
گوارای وجود!
به سلامتی تو نازی
شما!
به سلامتی تو که شمایی!
من همانجام
بالای سرت
چسپیده به سقف
مصلوب
اما نه مسیح
تو مرا می خوانی
اندیشه ی مصلوب به سقف!
و تو آرام می خوابی
و تو نیز به سقف می چسپی!
دنیا وارونه که می شود!
همه مصلوب!
همه چرخان!
و من و تو
آزاد
به قید وثیقه ی زمان
تو مرا می خوانی
و من عروج می کنم
به تو
به آفتاب
و من نه سرخ می شوم
نه آبی
آرام آرام
بالاتر که می روم
زرد می شوم!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر