فاصله ها
کِش نمی آيند
کِشت می آورند
پاره که شدی
هر تکه ات یک گوشه می پوسد!
بیا و آخرین انگشتِ علاقه ات را
قلابِ عصای سوالی کن دورِ گردنت
برگردان خودت را به قبلِ تمامِ فاصله ها
نقطه شو ته خطت
زیر حلقه ی سوال عصای اجبارِ زندگی
مسعود فراستی منتقد سینما یه جایی می گه: باید خوب خداحافظی کرد. یعنی باید خوب کات داد. چه خداحافظی با زندگی. چه خداحافظی با یه دوست. با یه آد...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر