یکشنبه، فروردین ۱۳، ۱۳۹۱

رازِ‌ رفتن ها

 
رفتنِ آدم ها اگر دستِ خودشان نباشد
جای ردِ پاها را که نگاه کنی
همه شبیه هم نیستند
یکی به راست
یکی به چپ
و هر از چند گاهی مشخص است برگشته
 عقب عقب کوچه تان را و درِ خانه تان را نگاه کرده
انگار از بن بست ترین کوچه ی یخ زده ی دنیا
پلکانی کشیده باشند برای بردنش
و بر دیوارهای کنار هر پله
جای شانه هایش افتاده باشد
من این ها را خوب می دانم
ولی بعدِ رفتنت
دو روز و دو شب
باران کوچه را شسته بود
تا که رازِ رفتنت بماند برای برفِ سال های بعد!

هیچ نظری موجود نیست:

خداحافظی خوب

مسعود فراستی منتقد سینما یه جایی می گه: باید خوب خداحافظی کرد. یعنی باید خوب کات داد. چه خداحافظی با زندگی. چه خداحافظی با یه دوست. با یه آد...