شنبه، اسفند ۱۳، ۱۳۹۰

انتخابت در برف!

پیامک ها و ژست های معصومانه شان که تمام شد
دلم برای جوان های امیدوارِ دور و برشان کباب شد
حضورِ‌ چشمگیرِ شناسنامه هایِ تشنه به نقشِ مهرها
حضورِ‌ پرشورِ‌ ما که گذشتیم از عادتِ خوابِ‌ ظهرها
صندوق های مانده در برف پسِ لودرها بر می گردند
تعرفه های یخ زده خدا را شکر گرم و سالم و بی گُردند     
برگه های شمرده را در قرارگاهش قرار می دهیم
و زنجیر به چرخ فرار را ترجیح بر قرار می دهیم!
کاندیدا حالا نشسته است پشتِ میز و یک ریز ....
کدام وعده ... دیگر تمام شد بخور و بپاش و بریز!

هیچ نظری موجود نیست:

خداحافظی خوب

مسعود فراستی منتقد سینما یه جایی می گه: باید خوب خداحافظی کرد. یعنی باید خوب کات داد. چه خداحافظی با زندگی. چه خداحافظی با یه دوست. با یه آد...