در وسعتِ میهنت جا برایِ رویایِ تو کم
فکرِ رازِ خنده های دختری از پشتِ وبکم
تو نادیده گرفتی و باز زیرِ عینکم یه کم
در آمد و شدند حرف های پنهانِ زیرِ شکم
در شهری که عیاش فحشِ رکیکش باشد
سگ دویی پیِ پول حرف و حدیثش باشد
وام و کار و زمین و ماشین دغدغه نیست
دغدغه زندگی و شغلِ شریفِ مردمش باشد
لم داده اند روی مبل عروسک های بی معطلی
انگشت های شصت پا در برابر هم روی عسلی
کودکِ درونم بزرگ شد به وقتِ فکرِ آغوشت
زنده می شود دوباره روزهای یللی تللی!
فکرِ رازِ خنده های دختری از پشتِ وبکم
تو نادیده گرفتی و باز زیرِ عینکم یه کم
در آمد و شدند حرف های پنهانِ زیرِ شکم
در شهری که عیاش فحشِ رکیکش باشد
سگ دویی پیِ پول حرف و حدیثش باشد
وام و کار و زمین و ماشین دغدغه نیست
دغدغه زندگی و شغلِ شریفِ مردمش باشد
لم داده اند روی مبل عروسک های بی معطلی
انگشت های شصت پا در برابر هم روی عسلی
کودکِ درونم بزرگ شد به وقتِ فکرِ آغوشت
زنده می شود دوباره روزهای یللی تللی!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر