باور نمی کنم این همه سال
یکی که فندکش را زیر سیگارهایمان می گرفته
پیکش را به سلامتیمان بالا می برده
روزانه هایمان را هم
در پرونده می کرده
دانه دانه می شمارمتان
مهدی نیست
مرتضی نیست
سعید نیست
کار هیچ کدامتان نیست
یعنی نباید
نه
و چه خوشباوری ابلهانه ای
وقتی می دانم که هست
بوده و باز هم خواهد بود
و چه دستاورد خوبی می شود این تکنولوژی
وقتی گزارش هایت از زندگی ما را تایپ می کنی
تا از دست خط خودت خجالت نکشی
و چه دستاورد بدی می شود
وقتی ما را به نزدیک ترین دوستانمان هم مشکوک می کنی
پای برگه ی گزارشاتت نوشته بودند
که امضا محفوظ است
آخر نا دوست قدیمی من
که گم شده ای لای دانه های تسبیح دوستانم
اگر نوشتن خاطرات ما برای تو نان می شود
شغل و ترفیع پست و مقام می شود
بخشیدمت اما
نویسنده ی خوبی نبوده ای
همان طور که من
شاعر خوبی نمی شوم
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر