فلسطین محمود درویش هر جای این زمین می تواند باشد و همه شایسته ی زیستنند و کوردها هم.
على هذه الارض
|
در این سرزمین
|
ما يستحق الحياة
|
هستند چیزهایی که سزاوار زیستنند
|
تردد ابريل
|
گذر بهاران
|
رائحة الخبز في الفجر
|
بوی نان در سپیده دم
|
آراء امراة في الرجال
|
نگاه زنی به مردان
|
كتابات اسخيليوس
|
نوشته های آشیل
|
اول الحب
|
آغاز عشق
|
عشب على حجر
|
خزه ای بر سنگی
|
امهات تقفن على خيط ناي
|
مادرانی هنوز ایستاده، گوش به نوای نی
|
وخوف الغزاة من الذكريات
|
و هراس اشغالگران از خاطره ها
|
على هذه الارض
|
در این سرزمین
|
ما يستحق الحياة
|
هستند چیزهایی که سزاوار زیستنند
|
نهاياة ايلول
|
روزهای آخر تابستان
|
سيدة تترک الاربعين
|
بانویی که چهل سالگی را پشت سر می گذارد
|
بكامل مشمشها
|
و هنوز سینه هایش چونان زردآلوهایی رسیده زیبا مانده اند
|
ساعة الشمس في السجن
|
زمان هواخوری در زندان
|
غيم يقلد سربا من الكائنات
|
ابری که هستی را انعکاس می دهد
|
هتافات شعب
|
و هیاهوی مردم
|
لمن يصعدون الى حتفهم باسمين
|
برای آنان که با لبخند به سوی مرگ اوج می گیرند
|
وخوف الطغاة من الاغنيات
|
و ترس ستمگران از ترانه ها
|
على هذه الارض
|
در این سرزمین
|
ما يستحق الحياة
|
هستند چیزهایی که سزاوار زیستنند
|
على هذه الارض سيدة الارض
|
در این سرزمین که بانوی سرزمین هاست
|
ام البدايات
|
مادر آغازها
|
ام النهايات
|
مادر پایان ها
|
كانت تسمى فلسطين
|
که فلسطین نام گرفت
|
صارت تسمى فلسطين
|
و از این پس نیز فلسطین نامیده خواهد شد
|
سيدتي
|
بانوی من
|
استحق
|
من شایسته ی ...
|
لانك سيدتي
|
وقتی تو بانوی من هستی
|
استحق الحياة
|
من شایسته ی زیستنم
|
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر