سه‌شنبه، شهریور ۲۰، ۱۳۹۷

خداحافظ اتاق


Room. یک ساعت اول فیلم دیوانه کننده است. تصور آن حجم از تنهایی محصور در ان چهار دیواری مرموز آدم را به هم می ریزد. اول فکر کردم که فیلمنامه بر اساس داستانی ست در مورد آخرین بازمانده های روی زمین یا شاید در سیاره ای دیگر یا جایی شبیه قطب جنوب میان برف ها همه چیز اتفاق می افتد. موسیقی زیبای فیلم و صدای اعجاب انگیز آن دختر کوچولوی دوست داشتنی ست که وادارت می کند به دیدن فیلم ادامه دهی. غافلگیر می شوی. He. The boy. Jack و گیج می شوی و آن روزنه روی سقف با اسمانی آبی. آن پنجره بارانی. برفی. آن برگ پاییزی. باید که جیغ بکشند. باید جیغ بکشند. حتی اگر کسی صدایشان را نشوند.
صحنه بازی کردن با پوسته های تخم مرغ غمگین است. درست مثل کیک تولد بدون شمع. لحظه ای که مادر و دختر همدیگر را حین گریه کردن در آغوش می کشند. لحظه شمارش دفعات بالا و پایین رفتن تخت در آن همخوابگی­های دردناک. بخار تنفس در آن اتاق سرد. تلاش مادر برای فهماندن این نکته به دخترش که دنیای آن طرف بسیار بزرگ است. همه چیز غمگین و لمس است مثل آن دندان پوسیده.  
داستان فرار ادمونت (کنت مونت کریستو) و کتاب روی میز ماجراهای الیس در سرزمین عجایب (لویز کارول) همه چیز را عوض می کنند. تناقض همیشه مشمئز کننده نیست. مثل رابطه تلویزیون و اتاق. پنجره و اتاق. تلویزیون و پنجره. اتاق و اتاق!
لباس هایشان مدام عوض می شود اما همه چیز همان است که هست. در یک اتاق هیچ چیز عوض نمی شود.

و فرار از دنیایی که نیک پیر برایشان ساخته. فراز از دنیایی نصف واقعی و نصف مجازی. شبیه نیک پیر. به سمت سیاره های تلویزیونی و رویاهای شبانه از همان نرمش های صبحگاهی و دویدن های بی هدف و بازی در وان حمام شروع می شود. با شکستن آن ماشین اسباب بازی. با بازی نور و سایه و حرکت دست ها. از آن پنجره آفتابی روی سقف. از همان پنجره پر ستاره. با اسباب بازی کاغذی. با کنترل تلویزیون و در نهایت وانت، غلطیدن، آسمان بزرگ و اعجاب انگیز، سومین توقف، پرش، فرار، سگ، برگ و خداحافظ اتاق!

-          It’s because door’s open
-          What?
-          It can’t really be Room if door’s open.
-          Do you want me to close it?
-          Nah
-          Jack, can we go?
-          Bye, Plant.
-          Bye, Chair number one.
-          Bye, Chair number two.
-          Bye, Table.
-          Bye, Wardrobe.
-           Bye, Sink.
-          Bye-bye sky light
-          Ma, say bay-bay to Room.

Room, 2015, Lenny Abrahamson

هیچ نظری موجود نیست:

خداحافظی خوب

مسعود فراستی منتقد سینما یه جایی می گه: باید خوب خداحافظی کرد. یعنی باید خوب کات داد. چه خداحافظی با زندگی. چه خداحافظی با یه دوست. با یه آد...