به یک ساعت هم نمی کشد. هر پنج پارک کوچک محله را قدم می زنی و دست آخر سس خردل و گوجه را پشت سر هم می ریزی روی ساندویچت و برای چند لحظه سعی می کنی به هیچ چیز فکر نکنی. خیلی وقت بود تا به این اندازه فراغت نداشتم. پسر جوانی که کوله پشتی سیاه کهنه اش را گذاشته بود زیر سرش و دراز کشیده بود روی صندلی های پارک من را یاد روز اولی می اندازد که در به در همین اطراف دنبال خانه می گشتیم. پسر دخترهایی که دارند خستگی قرارهای عاشقانه شان را در می کنند و بازنشسته ها و بچه ها. پارک ها اکثرا جاهای خلوتی هستند (که می تواند خیلی هم خوب باشد!). نه این که تعداد پارک ها خیلی زیاد باشد و یا در جاهای دوری از دسترس مردم باشند. جدای از دشواری زندگی و کمبود وقت اصلا انگار مردم هم مثل شهرداری ها به پارک فقط به شکل ریه های شهر نگاه می کنند. برای خیلی ها هم پارک جای آدم های بیکار، معتاد و مارموز است و در نهایت پارک به جای این که به اکثر مردم احساس امنیت و آرامش بدهد، آن ها را می ترساند!
و اما کوچه ها و خیابان های این روزها. من تا به حال عراق و عربستان نرفته ام ولی فکر نکنم آن جا هم سر کوچه هایشان تا به این اندازه شبیه مدینه و شام هزار سال پیش باشد. همان جوان هایی که تمام تابستان سر همین کوچه تا نصفه های شب بلند بلند می خندیدند و فحش می دادند و دعوا می کردند و قلیان بار می گذاشتند و زغال می چرخاندند و به زن ها نمره می دادند حالا دارند سکوهای گلی مراسم محرم درست می کنند و لباس سیاه می پوشند. لذت می برند از این که دیوارهای نصف کوچه را با پارچه های سیاه و سبز تیره با نوشته های قرمز و شمع های زرد پوشانده اند. عشق می کنند ده نفری سه ساعت تمام علم آرایی کنند. اصلا خیلی هایشان تمام سال بدنسازی می روند برای همین روزها. مد لباس بدن نما دارند روزنامه ها. با همین رنگ ها و همین نوشته ها. روی شیشه ی ماشین هایشان ارادتمندیم هایی می نویسند که هیچ گاه پای عملش پیش نمی آید و صدای نوحه از پخش ماشین هایشان به دو کیلومتر آن طرف تر هم می رسد و کوچه ای که قرار است راهی باشد برای رسیدن از خیابان به خانه، بن بستی می شود که آن طرفش نه آرامشی ست و نه خانه ای. شبیه بازی های بچگی هامان که تمام روز با خاک و سنگ و آجر خانه می ساختیم و هوا که تاریک می شد یک دو سه می گفتیم و همه را خراب می کردیم!
پ.ن: ضمن احترام به اعتقادات همه ی این جوان ها این ها را نوشته ام .
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر