دوشنبه، اردیبهشت ۰۴، ۱۳۹۱

این نفس زدن ها


جرعه ی ریخته ی بطریِ ویسکی ام
بر کاغذِ مچاله ی با سوالِ من کی ام
و بازی بی هدف با خودکارِ لکسی ام
هاه هاا هاه هن هاه هاا هاه هن
کوه پیمایی زورکی با دمپایی
رکورد عمل شعر یکجا سرپایی
دخترانِ کولی، پشتِ آیفونِ گدایی
هاه هاا هاه هن هاه هاا هاه هن
اضطرابِ پشتِ سدِ آبگیری نشده
ماهیانِ هنوز به دریا راهی نشده
تکاندنِ شلوارِ کهنه ی خاکی نشده
هاه هاا هاه هن هاه هاا هاه هن
گفت پارو نزن دریا آرام می شود
طوفان از خودِ قایق آغاز می شود
پس این نفس ها کی تمام می شود
هاه هاا هاه هن هاه هاا هاه هن

هیچ نظری موجود نیست:

خداحافظی خوب

مسعود فراستی منتقد سینما یه جایی می گه: باید خوب خداحافظی کرد. یعنی باید خوب کات داد. چه خداحافظی با زندگی. چه خداحافظی با یه دوست. با یه آد...