بدونِ پول، قافیه هایت همه وام می شود
فکرِ مادرت درگیرِ ناهار و شام می شود
چهار زانو نشسته ای روبرویِ گوشی ات
بلیط های رفتنت چرا نرفته پانچ می شود!
پلک می بندم و دور می شوم از تلفنِ همراهم
بی دغدغه ی روزهای رفته و سال های در راهم
بیا و مرا توقیف کن به بن بست اداره ی راهت
با معشوقه و سیگاری و الکل و بالکل که گمراهم
عکس های هم اتاقی ات کنار هم خودِ خودش می شوند
زنِ خیابانی و مردِ خانگی به نبشِ میدان یکی می شوند
فرودی بدون پرواز تا گیشه ی بسته ی بخت آزمایی ها
خنده ی مامورِ گذرنامه و عکسِ پشت مهر یکی می شوند
فکرِ مادرت درگیرِ ناهار و شام می شود
چهار زانو نشسته ای روبرویِ گوشی ات
بلیط های رفتنت چرا نرفته پانچ می شود!
پلک می بندم و دور می شوم از تلفنِ همراهم
بی دغدغه ی روزهای رفته و سال های در راهم
بیا و مرا توقیف کن به بن بست اداره ی راهت
با معشوقه و سیگاری و الکل و بالکل که گمراهم
عکس های هم اتاقی ات کنار هم خودِ خودش می شوند
زنِ خیابانی و مردِ خانگی به نبشِ میدان یکی می شوند
فرودی بدون پرواز تا گیشه ی بسته ی بخت آزمایی ها
خنده ی مامورِ گذرنامه و عکسِ پشت مهر یکی می شوند
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر