دوشنبه، تیر ۱۱، ۱۳۸۶

کتاب قلعه ی حیوانات اثر جورل اورول

کتاب قلعه ی حیوانات داستانی است که در آن حیوانات یک مزرعه برای رهایی از استثمار و بندگی انسان ها و رسیدن به آزادی دست به انقلاب می زنند. جورج اورول ( اریک بلر ) این کتاب را بر اساس انقلاب روسیه نوشته است! و چگونگی استفاده ی استالین از قدرت را به زیبایی به رشته ی تحریر درآورده است.

داستان در مزرعه ی مانر که متعلق به آقای جونز است اتفاق می افتد. حیوانات مزرعه عبارتند از : خوک ، سگ ، مرغ ، کبوتر ، گوسفند ، گاو ، اسب ، بز، الاغ ، اردک ، گربه ، کلاغ ، خروس ، غاز ، موش و ... که هر کدام از این حیوانات نقشی انسانی را بر ضد انسان در داستان برعهده دارند.
داستان از این جا شروع می شود که میجر پیر ( که یک خوک نر است ) حیوانات رابه بهانه ی تعریف خواب عجیبی که دیده است دور هم دیگر جمع می کند و از آنان می خواهد که فکر کنند! از آنان می خواهد که به دلیل نکبت بار بودن زندگی حیوانیشان فکر کنند. و در نهایت آن ها را بر آن می دارد که بر ضد انسان قیام کنند و خود را از بردگی انسانی که دسترنج حیوان زحمت کش را تصاحب می کند آزاد کنند.
بالاخره انقلاب اتفاق می افتد . انقلابی با شعار آزادی حیوانات وشعر "حیوانات انگلیس" که نوید بخش آینده ای طلایی بود. انقلابی که بر پایه ی اصول هفت گانه ی انیمالیسم ( حیوان گرایی ) بنیان گذاشته شده بود.
در روند شکل گیری انقلاب و بعد از انقلاب شخصیت های داستان و دیگر عناصر انقلاب به زیبایی توصیف شده اند.
اگر نگاهی به انقلاب هایی که در سراسر دنیا اتفاق افتاده اند بیاندازیم شخصیت های اسنوبال ، ناپلئون ، بوکسر ، کلوور ،اسکوئیلر ، فردریک ، پیل کینگتن ، بنجامین ، موسز ، مولی ، موریل ، بلوبل ، جسی ، پینچر و بچه هایشان و ... شخصیت های آشنا و ملموسی هستند!
در این انقلاب هم مثل همه ی انقلاب های دنیا شعارهای اصلی فراموش می شوند و قوانین وضع شده به نفع طبقه ی حاکم که زرنگ تر و احیانا باهوش ترند تغییر می کند!
این داستان به ما یادآوری می کند که همیشه ( در هر نوع جامعه ای!) عده ای هستند ( خوکان و خوک صفتان ) که انقلاب برای آنان فقط یک وسیله است ! یک وسیله برای رسیدن به خواسته های شخصیشان! و انقلاب فقط باعث عوض شدن طبقه ی حاکم می شود و در زندگی قشر کارگر هیچ تحولی صورت نمی گیرد و حتی احتمال دارد که اوضاع از قبل هم بدتر شود. چون مردم بعد از هر انقلاب ناچار به پشت سر گذاشتن یک مرحله ی دیکتاتوری هم هستند! دراین داستان عوامفریبی ها و استفاده از جهل و بی سوادی طبقه ی کارگر توسط طبقه ی حاکم به زیبایی نشان داده شده است.

هیچ نظری موجود نیست:

خداحافظی خوب

مسعود فراستی منتقد سینما یه جایی می گه: باید خوب خداحافظی کرد. یعنی باید خوب کات داد. چه خداحافظی با زندگی. چه خداحافظی با یه دوست. با یه آد...