سید قطب در یکی از روستاهای مصر و از یک خانواده ی معمولی پا به دنیا گذاشت . جبر زندگی از همان بچگی او را در جامعه ای سنتی ومسلمان ، مذهبی بار آورد .حافظه ی قوی ، تربیت در محیطی با تعصبات فراوان و مشقت هایی که او در زندگی کشید مسیر زندگی آینده ی او را از همان اوایل ترسیم کرد .او در همان اوایل جوانی حافظ قرآن شد بعد از آن در زمینه ی علوم اسلامی مطالعات زیادی انجام داد و بعدها پا به عرصه ی سیاست گذاشت .
او در زمینه ی مسائل و مباحث قرآنی ، اسلام شناسی جامعه شناسی ازدید اسلامی و اقتصاد و اجتماع حکومت اسلامی آثاری از خود به جا گذاشت و از شعر و داستان هم در خدمت اندیشه هایش بهره گرفت .
ودر نهایت به اتهام رهبری فکری گروه های ارتجاعی ، توطئه و اقدام علیه امنیت ملی کشور محکوم به اعدام شد و به همراه دو نفر از همفکرانش محمد حواش و عبدالفتاح اسماعیلی به دار آویخته شد .
سید قطب بر این باور بود که زندگی اسلامی باید از نو احیا شود و یک جامعه اسلامی بر پا گردد.او اعتقاد داشت که با سیستم اسلامی کامل ترین و انسانی ترین شکل عدالت اجتماعی عملی می شود.
که تنها روش برای برآوردن نیازهای طبیعی و احساس آرامش واقعی است.
او می گوید ما خواستار زندگی بهتر، دنیای نوین و جامعه ای انسانی کامل هستیم و عدالت مطلق را در سیستم اجتماعی اسلام می بیند. او سیستم اسلامی را حامی حقوق و آزادی تمامی اندیشه های مخالف و ادیان دیگر می داند. و عقیده ، ایمان ، وجدان و درون پاک را ضامن اجرای آن می داند نه قانون خشک و بی روح و ماده و تبصره . او با استفاده از حکومتی که ازان خدا می داند به دنبال جامعه ای بود که گرسنه و تشنه نداشته باشد. او همیشه می گفت چرا گروهی می ترسند که یه رژیم اخلاقی و معنوی بر مردم حکومت کند و عدالت ، آرامش ، آزادی و مساوات تحقق بخشد و بشر را از سرگردانی نجات بخشد؟ به عقیده ی او این سیستم به کمونیسم سرخ و استعمار امپریالیسم سیاه و هر استعمار دیگری اعم از قدیم و جدید (نئو کلنیالیسم) اجازه نمی دهد که سرزمین های اسلامی باعث تزلزل و سقوط شود و این آن ها را می ترساند.
او بر این باور است که اسلام در اساس و جوهر خود ، جنبش آزادی بخشی است که نخست دل افراد و سپس اجتماعات بشری را اصلاح و آزاد می سازد و ادامه می دهد که اگر روح ناسیونالیستی و قومیت ما را وادار می کند که با استعمار کینه جو و ستمگر بجنگیم ، اگر روح سوسیالیسم از ما می خواهد که با زمین خوار و فئودالیسم تبهکار و سرمایه داری متجاوز بجنگیم ، اگر روح آزادی فرد می گوید که با طغیان و دیکتاتوری و استبداد و زورگویی به ستیز برخیزیم روح اسلام همه ی این مفاسد را تحت عنوان ظلم و ستم که وجه مشترک بین همه ی آن هاست به ما معرفی کرده و دستور می دهد همه با تمام وجود علیه آن بجنگیم .
وی می گوید ایدئولوژی اسلامی یک ایدئولوژی تجزیه ناپذیر است. یا باید همه ی اصول آن را به کار برد یا باید دم از اسلام نزد! و در جواب به سوالاتی که این فکر را مورد بازخواست قرار می دهد مانند بانوان و پارلمان ، کار و زن ، اختلاط زن و مرد و بریدن دست دزد و ... می گوید این مشکلاتی که از آن سخن می گویید ناشی از حکومت جامعه ی غیر اسلامی است و با ایجاد حکومت اسلامی واقعی خواهید دید که همه ی این ها خود به خود از بین خواهد رفت . و می گوید نخست یک جامعه ی اسلامی تشکیل دهید سپس از زنان بپرسید که آیا دوست دارید به پارلمان بروید و یا در فروشگاه ها و ادارات کار کنید ؟ بی شک جواب آن ها منفی خواهد بود. بپرسید که آیا می خواهند با مردان مختلط شوند و آرایش کنند ؟ بی شک جواب آن ها منفی خواهد بود.
او می گوید در جامعه ی اسلامی دزدی نخواهد بود که دست او قطع شود . دزد محصول نظام های غیر اسلامی و غیر الهی است . آن ها محصول جامعه ای هستند که اجازه می دهند که گروهی به نام نیازمند و گرسنه وجود داشته باشند. و جامعه ی اسلامی را اینچنین تعریف می کند که جامعه ای است که خوراک ، پوشاک و مسکن هر فردی اعم از کارگر ، بیکار ، نیرومند ، ناتوان ، سالم ، مریض ، زن و مرد در آن تضمین شده است و سالانه از سود درآمد هر کسی بیست درصد برای بیت المال و اداره ی امور مردم و جامعه دریافت می کند و اگر بیشتر از آن لازم باشد بدون هیچ گونه قید و شرطی به هر مقدار که دولت اسلامی صالح برای حفظ و نگهداری استقلال میهن و اداره امور جامعه لازم داشته باشد می تواند از مردم دریافت نماید. در یک جامعه ی اسلامی هرگز دختران و زنان لخت و عور ، آرایش کرده و آماده پرسه نمی زنند.فیلم های رسوا و شرم آور و تصنیف ها موسیقی بیمار نخواهد بود. در روزنامه ها و مجلات عکس و داستان شهوی و مسائل جنسی بی پرده نخواهد بود و مشروبات الکلی قدغن می شود. و بیت و المال و دارایی عمومی وظیفه دارد برای هر کسی که می خواهد ازدواج کند کمک لازم را بنماید. او با جدایی دین و سیاست مخالف بود و می گفت پیامبر اسلام کار قیصر را به قیصر و کار خدا را به خدا واگذار ننمود . برای این که اسلام همه چیز را برای خدا می خواهد و ازآن خدا می داند. و قیصر را وقتی به رسمیت می شناسد که قانون های الهی را اجرا کند.
سید قطب مهمترین وظیفه ی حکومت اسلامی را در ساختن فرد مسلمان می داند و این که او را از پرستش غیر خدا ( اوهام ، خرافات ، افسانه ها و هوس ها و ...) باز بدارد . و وجود مراکزی برای پرورش و تربیت اسلامی افراد را ضروری می داند و در ادامه ی این چنین می نویسند: اکنون که نظریات اسلامی از همه ی نظریات دیگری که بشریت امروز آن را می شناسد پیشرو تر و مترقی تر است چرا ما آن ها را به مردم عرضه نکنیم ؟
سید قطب می گوید جنبش و راه روش آشکاری است که کمتر کسی حقیقت ما را آن طور که هست درک می کند. راه اخوان همان راه خداست . راه پی ریزی جامعه بر اصول و پایه های اسلامی است و اخوان سراسر جهان اسلامی را که ( وطن بزرگ خودشان می دانند ) رها از هر گونه استعمار می خواهد . اخوان المسلمین خواستار حکومت اسلامی هستند یعنی اجرای قانون و شریعت اسلامی و نیازمند آن نیست که طبقه ی خاصی ( شیوخ و روحانیون ) متصدی شوند و در همه ی شئون مردم دخالت کنند و هر وقت قوانین اسلامی اجرا شد در آن روز حکومت اسلامی تشکیل شده است بدون آن که نظر خاصی به گروه مشخصی باشد. اخوان مالکیت موجود در مصر را ، در زمان فاروق ، نقد می کند و آن را نامشروع می داند. و خواهان تصفیه ی کامل یاران و همکاران فاروق می شوند و از این که دهقانان به برده ای برای ادارات دولتی تبدیل شده اند اعتراض کرده و خواستار تجدید مالکیت اراضی و محدود شدن کیفیت رابطه ی مالک و مستاجر بوده و هوادار اجرای سیستم مزارعه ی اسلامی می شوند.
اخوان خواستار روشن شدن وضع درآمد ها و از بین بردن تفاوت فاحش بین حقوق کارمندان دولتی و یا دستمزدهای کارگران هستند . و خواهان تامین وسایل حداقل زندگی شامل : خوراک کافی ، پوشاک لازم ، مسکن آسایش بخش ، درمان و تعلیم مجانی ،تضمین اجتماعی در برابر بیماری ، ناتوانی ، پیری و بیکاری می باشد . و اگر برای تامین این شرایط مالیات و زکات کافی نباشد . دولت صالح اسلامی ما زاد اموال و دارایی ثروتمندان را خواهد گرفت و در راه مصالح عمومی و نیازمندان به کار خواهد انداخت . اخوان حامی دهقانان و کشاورزان است و خواستار عضویت آنان در سندیکاها و اتحادیه های کارگری است . سید قطب می گوید اسلام در راه بسط عدالت اجتماعی مبارزه می کند همان طور که سوسیالیست ها در این راه نبرد می کنند و در میدان عدالت ملی و سیاسی نبرد می نمایند چنان که گروه های ملی در این راه به پیکار برخاسته اند و در میدان عدالت انسانی نیز می جنگند . همان طور که اخوان المسلمین می خواهند . از نظر اخوان آن ها برای رسیدن به اهدافشان فقط یک راه دارند و آن این است که برای خود پرچم واحدی برگزینند و هم گام با دیگر هم فکرانشان دور هم جمع شوند . به اعتقاد آنان دوران ناسیونالیسم منطقه ای و ناسیونالیسم وابسته به نژاد به سر رسیده است و باید در کنار دو بلوک شرق و غرب که برای یکجا بلعیدن مسلمانان آمده اند بلوک سوم اسلامی به وجود بیاید .
اسلامی که غربیهای مسیحی ( که در جنگ های صلیبی بیش از نهصد سال با مسلمانان جنگیدند ) و هم پیمانانشان در شرق میانه امروز به آن نیاز پیدا کرده اند و از آن حمایت می کنند اسلامی نیست که با استعمار و خودکامگی مبارزه می کند ، بلکه استعماری است که با کمونیسم مبارزه می کند . بنابراین غربی ها برای خاورمیانه یک اسلام غربی را لازم دارند . اخوان جهاد را کار و فداکاری برای اسلام نامید . اما بعد ها از طرف عده ای از مخالفانش مورد انتقاد قرار گرفت.اخوان امروز هم به عنوان یکی از گروه هایی که نقشی فعال در جنبش اسلامی باز ی می کند شناخته می شود.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر