پاییز دفترش را باز می کند
و از گوشه ی عینکش
چشمک می زند به زمستان
که آن طرف تر نشسته و چای می نوشد
درخت ها را یک به یک صدا می زند
روی صندلی می نشاند
ابری سفید دور ساقه هایشان گره می زند
از بهار و تابستانشان می پرسد
و برگ هایشان را با باد می چیند
درخت ها که سبک می شوند
با شاخه هایشان برای زمستان و پاییز سیگار برگ می پیچند
اژدهای اشتایرمارک بیدار می شود
دهانش را باز می کند
سیگارهایشان را روشن می کند
و می پرسد که امروز چندم پاییز است؟
مهاجران هنوز منتظر ویزای اقامتشان هستند؟
تا سال نو هنوز وقت هست
راستی سال نو شما از کی آغاز می شود؟
و دوباره می خوابد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر