چهارشنبه، دی ۲۷، ۱۳۹۱

علامت های تعجب


روزنامه ها دلشان غنج می رود
وقتی برنج گران
و مرغ نایاب می شود
همیشه در کساد زندگی
خبرهای گران
ارزان می شود
در یکی از این روزهای جشنواره ای
شعار سیب زمینی نبودن
در افشای قرارداد یک دروازه بان فوتبال
سیمرغ بلور می گیرد
شعاری که از همین زمین های خاکی
و همین کوچه های پایین شهر
کارش گرفته بود
و امروز شاعران همان شعارها
سیب زمینی به شکم بسته
درتاریکی شب
از نایلون های سفید خجالت می کشند
آه که چقدر علامت های تعجب
در انتهای جمله ها نفرت انگیزند
یک راز نادانسته در من است
که خواب دیشبی را
فراموش کرده ام

هیچ نظری موجود نیست:

خداحافظی خوب

مسعود فراستی منتقد سینما یه جایی می گه: باید خوب خداحافظی کرد. یعنی باید خوب کات داد. چه خداحافظی با زندگی. چه خداحافظی با یه دوست. با یه آد...