شصت و چهارمینش بودیم
از شمارشِ تقویمِ یک سده
سربازی در آخرین خانه
از شطرنجِ نسل های قبل با زندگی
سربازها همیشه گمان می کنند
برای وزیر شدن
باید بدونِ برگشت
از میان قلعه ها و اسب ها و فیل ها گذشت
تا به آخر رسید
دریغا که در پرتگاهِ آخرین
خدا هم خوب می داند
عدالت سخت ناعادلانه است
تولدِ یک وزیر و زیر و رو شدنِ قلعه
سربازی را زنده نمی کند
برای نسلی که اسب و فیل را باغ وحش
و شاه را تاریخِ یک عکس می داند
خانه ی شصت و چهارم
آغاز خوبی نیست!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر