می گویید آتش گرفته است !
برافروخته است!
آری
خشم من از عشق من است!
عشق من به انسانیت
به آزادی
خشم من عشق من است به زندگی!
خشم من
از درد من است!
کسی نفرت مرا بر نمی انگیزد!
درد من از نگاه انسان است !
خشم من از انسان بیمار نیست!
زخم من از بیماری انسان است!
قصد من درمان نگاه بیمار انسان است!
خشم من در نگاه من است!
قلم هایم سخنگویان چشم های منند!
قلم های من در چشم های کسی فرو نخواهد رفت!
قلم های من برای درمان نگاه ها فروخواهند چکید!
فرار نمی کنم
می جنگم
اما
شکنجه نمی کنم
نفرین نمی کنم
تحقیر نمی کنم
من مبارزه می کنم و خشمگینم!
من سعی می کنم درست نگاه کنم
و می خواهم دیگران نگاه کنند
هر جور که می خواهند نگاه کنند
اما نگاه کنند و دیگر تماشاگر نباشند!
می پرسم
اما بازجویی نمی کنم!
می پرسم اما جواب نمی خواهم!
من مبارزه می کنم
نگاه کن
درست نگاه کن
این ها رنج ها ، دردها و زخم های ماست!
نگاه کن
درست نگاه کن!!!
خشمگین نمی شوی؟!!!
برافروخته است!
آری
خشم من از عشق من است!
عشق من به انسانیت
به آزادی
خشم من عشق من است به زندگی!
خشم من
از درد من است!
کسی نفرت مرا بر نمی انگیزد!
درد من از نگاه انسان است !
خشم من از انسان بیمار نیست!
زخم من از بیماری انسان است!
قصد من درمان نگاه بیمار انسان است!
خشم من در نگاه من است!
قلم هایم سخنگویان چشم های منند!
قلم های من در چشم های کسی فرو نخواهد رفت!
قلم های من برای درمان نگاه ها فروخواهند چکید!
فرار نمی کنم
می جنگم
اما
شکنجه نمی کنم
نفرین نمی کنم
تحقیر نمی کنم
من مبارزه می کنم و خشمگینم!
من سعی می کنم درست نگاه کنم
و می خواهم دیگران نگاه کنند
هر جور که می خواهند نگاه کنند
اما نگاه کنند و دیگر تماشاگر نباشند!
می پرسم
اما بازجویی نمی کنم!
می پرسم اما جواب نمی خواهم!
من مبارزه می کنم
نگاه کن
درست نگاه کن
این ها رنج ها ، دردها و زخم های ماست!
نگاه کن
درست نگاه کن!!!
خشمگین نمی شوی؟!!!