جمعه، اسفند ۲۴، ۱۳۹۷

انتظار

در خانه ی من
یک پنجره رو به زمستان است
و ماهتاب شب
یک پنجره رو به بهار است
و آفتاب صبح
انتظار می کشم 
هم چنان که قوها
منتظر آب شدن یخ های دریاچه ها می مانند
وقتی که فاصله ی دو سال
تنها یک دیوار باریک است میان سبز و سفید دو پنجره
و یک لایه نازک یخ میان سفید و آبی دریاچه و آسمان 
من از دوری نمی ترسم
انتظار می کشم

هیچ نظری موجود نیست:

خداحافظی خوب

مسعود فراستی منتقد سینما یه جایی می گه: باید خوب خداحافظی کرد. یعنی باید خوب کات داد. چه خداحافظی با زندگی. چه خداحافظی با یه دوست. با یه آد...