ترافیک و سرما و دود. رادیو بر کوتاه ترین داستان دنیا یک شاهنامه مقدمه می خواند. گریزی نیست از شهری که لانه کرده توی سرت. تهران شهر آرزوهای ناچار است یا ناچاری آرزوها. زیر نگاه های مدعی پشت فرمان ماشینی، شبیه آگهی باران خورده ای به خیابان های شهر زار می زنی. گاهی هم محو لذت رسیدن به اتوبوس صبح جمعه ای تنها، سر بالایی پله پله ی خیابانی اعیان نشین را قدم می زنی. تکرار. تکرار. مشغول پر کردن فرم های زندگی هر روز می شوی. فاکتور می زنی. فاکتور می زنی تا یک قاشق توی زندگی ات جابجا بشوی اما یک عمر از خودت فاصله می گیری. پی دی اف ها و پاور پوینت ها را میان خواب و بیداری بالا و پایین می کنی تا به خواب نبینی آن چه را که برایش خواب می بینی. رسید روزهایی که می ترسیدی کتاب بالش شبهایت بشود. باید قبل از آن که مثل پیرمردهای کوچه گل زرند با عصایت رسالت تمیز کردن جوی آب دم درب خانه ات را داشته باشی اتفاقی بیفتد. اتفاق یعنی شهری که منتظر است بادی بوزد تا دود و کثافت را از آسمانش پاک کند ناگهان بارانی شود. تکرار می کنم. باید به خودت زمان بدهی. زمان بدهی. زمان
چهارشنبه، بهمن ۲۳، ۱۳۹۲
وارونگی
ترافیک و سرما و دود. رادیو بر کوتاه ترین داستان دنیا یک شاهنامه مقدمه می خواند. گریزی نیست از شهری که لانه کرده توی سرت. تهران شهر آرزوهای ناچار است یا ناچاری آرزوها. زیر نگاه های مدعی پشت فرمان ماشینی، شبیه آگهی باران خورده ای به خیابان های شهر زار می زنی. گاهی هم محو لذت رسیدن به اتوبوس صبح جمعه ای تنها، سر بالایی پله پله ی خیابانی اعیان نشین را قدم می زنی. تکرار. تکرار. مشغول پر کردن فرم های زندگی هر روز می شوی. فاکتور می زنی. فاکتور می زنی تا یک قاشق توی زندگی ات جابجا بشوی اما یک عمر از خودت فاصله می گیری. پی دی اف ها و پاور پوینت ها را میان خواب و بیداری بالا و پایین می کنی تا به خواب نبینی آن چه را که برایش خواب می بینی. رسید روزهایی که می ترسیدی کتاب بالش شبهایت بشود. باید قبل از آن که مثل پیرمردهای کوچه گل زرند با عصایت رسالت تمیز کردن جوی آب دم درب خانه ات را داشته باشی اتفاقی بیفتد. اتفاق یعنی شهری که منتظر است بادی بوزد تا دود و کثافت را از آسمانش پاک کند ناگهان بارانی شود. تکرار می کنم. باید به خودت زمان بدهی. زمان بدهی. زمان
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
خداحافظی خوب
مسعود فراستی منتقد سینما یه جایی می گه: باید خوب خداحافظی کرد. یعنی باید خوب کات داد. چه خداحافظی با زندگی. چه خداحافظی با یه دوست. با یه آد...
-
کوه های خرداد هنوز برف دارند اما گندم های کم رمق امسال دارند کم کم زرد می شوند و برفِ یکریزی که می بارد نگرانم می کند. از خواب که بیدار م...
-
حلزون ها هر روز صبح که از خواب بیدار می شوند می دانند که شب های فردا هم بی خانه نمی مانند و هر چه جان بکنند هم خانه هاشان دو تا نمی شود ...
-
سلام آقایِ پدرِ دختر. پسرمان را به غلامی آورده ایم که اگر مشکلی در وصلتِ مابینِ دو طایفه نیست اجازه بدهید دستِ دخترتان را برای پنجاه شصت سال...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر