خاموشی مردمکانت
سکوت پلک هایت
و چتری که بر سر گرفته ای
سربازان ایستاده در مرزها تنها به تعطیلات عید پاک فکر می کنند
و شهری که مست لم داده به پلی چوبی
سیگار می کشد
و هیچ نمی داند که قوهای دریاچه اش
از محاصره طرابلس به لوتزرن رسیده اند
صبح ها اسلحه می سازند
و عصرها در پارک کنار خانه شان
بی آن که صدای شلیک بشنوند
یا معنی فرار را بفهمند
دویدن را آغاز می کنند
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر