چهارشنبه، فروردین ۰۵، ۱۳۸۸

افسوس املای ما انشای ما هم بود

و معلم پشت به تخته رو به ماها سرد و خشک، املا تلاوت کرد
مدادهامان را تراشیدیم
و نوشتیم و نوشتیم
با ترس و لرزی سخت گاه پاک می کردیم
از نو دوباره
آغاز می کردیم این سر به راهی را
اما انگارعصیان ما را پاکنی دیگر بباید شست

هیچ نظری موجود نیست:

خداحافظی خوب

مسعود فراستی منتقد سینما یه جایی می گه: باید خوب خداحافظی کرد. یعنی باید خوب کات داد. چه خداحافظی با زندگی. چه خداحافظی با یه دوست. با یه آد...